۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ – در مقاله‌ای که اخیراً در نشریه  World Psychiatryمنتشر شده است، گروهی از محققان، توصیه‌های بالینی و پژوهشی مبتنی بر نظر متخصصان را برای استفاده از آگونیست‌های گیرنده گلوکاگون‌-مانند پپتید-۱ (GLP-1RAs) در افراد مبتلا به اختلالات خوردن تدوین کرده‌اند.

پیشینه

وقتی دارویی که برای سرکوب اشتها طراحی شده است، توسط فردی که مستعد اختلالات خوردن است استفاده شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ داروهای GLP-1RAکه ابتدا برای دیابت نوع ۲ توسعه یافته و سپس برای درمان چاقی گسترش یافتند، اشتها را کاهش می‌دهند، قند و فشار خون را پایین می‌آورند، تخلیه معده را کند می‌کنند و باعث کاهش وزن می‌شوند.

مطالعات اولیه از کاهش پرخوری‌های عصبی (Binge eating) و آسیب‌شناسی روانی اختلالات خوردن، به‌ویژه در افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی، خبر داده بودند. با این حال، یافته‌ها متناقض بوده است؛ به‌طوری که دقیق‌ترین کارآزمایی کنترل‌شده، علی‌رغم ایجاد کاهش وزن بیشتر، کاهش بیشتری در فراوانی پرخوری نسبت به پلاسبو (دارونما) مشاهده نکرد.

شواهد همچنان محدود است؛ چرا که بیشتر مطالعات از نوع گزارش موردی، کارآزمایی‌های مقدماتی یا مطالعات گذشته‌نگر با حجم نمونه کم و پیگیری کوتاه‌مدت هستند. گزارش‌های مربوط به عود یا ظهور جدید اختلالات خوردن نیز نگرانی‌های ایمنی را افزایش داده است.

دربارهٔ این مطالعه

این تحقیق از فرآیند «دلفی» (Delphi process) سه مرحله‌ای برای دستیابی به اجماع در مورد توصیه‌های بالینی و پژوهشی استفاده کرد. اجماع، حداقل ۷۰٪ موافقت تعریف شد. پانل ۴۵ عضوی شامل ۱۶ متخصص دیابت، چاقی و غدد؛ ۲۲ متخصص اختلالات خوردن؛ و ۷ فرد دارای تجربه زیسته (بیماران) بود.

نتایج مطالعه

پانل چندرشته‌ای به طور میانگین ۹۱.۷٪ اجماع برای توصیه‌ها به دست آورد. یافته‌ها شامل موارد زیر است:

·  مراقبت‌های بالینی: ۹۴.۷٪ متخصصان موافق بودند که پزشکان باید پیش از شروع درمان با GLP-1RA، وضعیت وجود یا سابقه اختلال خوردن را در هر بیمار ارزیابی کنند. همچنین ۸۹.۵٪ موافق استفاده از یک ابزار غربالگری کوتاه (۳ تا ۵ سوالی) بودند.

·  ممنوعیت‌ها: پانل با اجماع ۱۰۰٪ اعلام کرد که به‌طور کلی باید از تجویز GLP-1RAدر افراد مبتلا به اختلالات خوردن فعال، به‌ویژه بی‌اشتهایی عصبی (Anorexia Nervosa)، بی‌اشتهایی عصبی غیرمعمول و پرخوری عصبی (Bulimia Nervosaکه با محدودیت شدید رژیم غذایی یا سرکوب شدید وزن همراه است، خودداری شود. با این حال، این مورد برای تمام انواع اختلالات خوردن یک «ممنوعیت مطلق» در نظر گرفته نشد و برای افرادی با سابقه این اختلالات، استفاده از دارو باید با احتیاط همراه باشد.

·  پایش و نظارت:۸۴.۲ ٪ از شرکت‌کنندگان بر لزوم پایش علائم جسمی و روانی اختلالات خوردن در حین درمان و پس از قطع دارو تأکید کردند. شدت این پایش باید بر اساس شدت علائم (مانند از دست دادن شدید اشتها یا کاهش وزن بیش از حد سریع) فردی‌سازی شود.

·  آموزش و درمان همزمان: ۹۲.۱٪ از شرکت‌کنندگان موافق بودند که در صورت بروز علائم، باید از آموزش های روانشناسی، ارجاع به متخصص یا در نظر گرفتن قطع دارو استفاده کرد. همچنین ۸۱.۶٪ موافق بودند که افراد مبتلا به اختلالات خوردن تشخیص داده ‌شده که تحت درمان با GLP-1RA هستند، باید به‌طور همزمان تحت روان‌درمانی مبتنی بر شواهد (مانند CBTیا درمان شناختی-رفتاری وDBTیا درمان رفتاری دیالکتیک که گاهی درمان رفتاری جدلینیز گفته می شود) قرار گیرند.

·  اولویت‌های پژوهشی: پانل با اجماع ۱۰۰٪ خواستار انجام کارآزمایی‌های بالینی برای بررسی ایمنی، اثربخشی و پیامدهای روانی این داروها در اختلال پرخوری عصبی شد؛ با تمرکز بر پارامترهایی مانند فراوانی پرخوری، پدیده نویز غذایی(Food Noise)، رژیم‌های محدودکننده و اثرات عصبی-زیستی.

نتیجه‌گیری

این توصیه‌ها بر غربالگری پیش از درمان، پایش فردی‌شده، آموزش استاندارد و روان‌درمانی همزمان تأکید دارند. با توجه به محدودیت‌های موجود، این دستورالعمل‌ها با کسب شواهد بیشتر در آینده تکامل خواهند یافت.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20260916/Experts-call-for-eating-disorder-screening-before-GLP-1-treatment.aspx